پاسیاد پسر خاک (زندگی و زمانه حجةالاسلام سید علیاکبر ابوترابی)
سید علیاکبر ابوترابی اسیرِ آزادهای بود که قلبها را اسیر مهربانی خود کرد. او ۸ سال اسارت در زندانهای رژیم بعث عراق را تحمل کرد و نهتنها شکسته نشد بلکه به نماد استقامت و امید تبدیل شد. ابوترابی در اردوگاههای اسرا مانند چراغی در تاریکی به همرزمانش روحیه میبخشید و با ایمان راسخ و رفتار انسانیش حتی نگهبانان دشمن را تحت تأثیر قرار میداد. او پس از آزادی، همچنان پرچمدار خدمت و عدالت بود و در عرصههای سیاسی و اجتماعی، وفادار به آرمانها باقی ماند. زندگی او سرشار از درسهای پایداری، گذشت و مردمداری است؛ قهرمانی بیادعا که نامش همیشه در تاریخ ایران میدرخشد.
«پاسیاد پسر خاک» برگی از زندگی و زمانه مبارز انقلابی، حجتالاسلام سید علیاکبر ابوترابی فرد به قلم محمد قبادی است. سید علیاکبر ابوترابی (۱۳۱۸ - ۱۳۷۹) نماینده تهران در مجلس چهارم و پنجم و از اعضای مؤسس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود که به دلیل تحمل اسارت در اردوگاههای عراق بعثی، به سیدالاسرا مشهور بود. در سال ۱۳۹۳، چهارده سال پس از درگذشت ایشان، به دلیل فعالیتهای فرهنگی در زمان اسارت، نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر به خانواده وی اهدا شد. در مقدمه اثر میخوانید: «اولین بار با مرحوم حاج سید علیاکبر ابوترابی فرد در مسجد امام حسین آشنا شدم. روحانی افتادهحال و ساکت، با عمامهای کوچک و رنگ و رو رفته که میشد خستگی سالها مبارزه و تلاش را از پیشانی چین و چروک خوردهاش خواند. دانستههای من این بود که پیش از انقلاب مبارزاتی داشته، با سید علی اندرزگو همراه بوده، در کنار مصطفی چمران جنگیده، ده سال اسارت را در اردوگاههای حزب بعث عراق تجربه کرده، مرارت بسیاری کشیده و سنگ صبور دوستان و همبندان پیر و جوان معتقد و بیاعتقاد به انقلاب و امام بوده است. اگرچه اطلاعاتم از ایشان کلی و اندک، اما شخصیت وی همیشه برایم قابل احترام و تقدیر بود. برایم مهم بود که درباره ایشان بیشتر بدانم و این حس هنوز با من است. بعد از رحلت ایشان فهمیدم با چه کسانی حشر و نشر داشت، کجاها تحصیل کرد و فعالیتهایش چه بود. این مطالب را در کتابهای خاطرههای معنوی، یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ حجتالاسلام حاج سید علیاکبر ابوترابی و از تربت کربلا یافتم؛ اما همه اینها به اضافه نوشتههای جسته و گریخته دیگران از او، هیچکدام مرا ارضاء نکرد و تصمیم گرفتم در این کار قدمی بردارم. اساس این پژوهش پرونده مختصری بود که در بایگانی فرهنگ ناموران معاصر ایران در دفتر ادبیات انقلاب اسلامی وجود داشت. پس از مطالعه و بررسی منابع این پرونده و نیز پرونده شخصیتهای مرتبط با آن، نوبت به یادداشتبرداریهای گسترده رسید. از حداکثر منابع مکتوب در دسترس (اعم از کتاب یا نشریه) بهره بردم و یادداشتبرداری کردم؛ اما جمعآوری اطلاعات در مطالعات میدانی (بخش خاطرات شفاهی) بیشترین سهم را در پیشبرد کار داشت و به هر ترتیب کار به سامان رسید و سرانجام آن شد که پیشرو دارید».
