بکّه
در روایات نقل شده که امام صادق (ع) زمانی فرمودهاند نام مکه در اصل «بَکّه» بوده است، چرا که با اشک یا بُکاء بنیان شده. اصل این روایت به زمان حضرت آدم (ع) باز میگردد که باید او را رئیسالبکائین نامید، زیرا پس از اخراج از بهشت، نزدیک به چهل سال در تنهایی گریست تا خداوند بر او رحم آورد و حوا را دوباره به وی بازگرداند.
کتاب بَکّه اثر نرگس مقصودی، روایتی دیگر از سیلاب اشکهای بیپایانیست که از زمان واقعهی کربلا، برای مظلومیت حسین (ع) و یاران باوفایش جاریست. این کتاب دربرگیرندهی داستانهایی کوتاه دربارهی قیام سیدالشهدا و واقعهی عاشورا است که هر کدام در یک برههی زمانی رخ دادهاند. داستانهای اثر پیش رو با محوریت زندگی امام سجاد (ع) و رنجی که ایشان پس از شهادت پدر تحمل کردهاند، نوشته شده. هرچند در رویداد جانگداز کربلا خون بر شمشیر پیروز شد و پیام امام حسین (ع) در تاریخ جاودانه شد، اما رسالت بازماندگان به اندازهی شهدای کربلا و یاران امام سنگین بود. امام سجاد (ع) که به خاطر بیماری نتوانستند در نبرد علیه سپاه یزید شرکت کنند، با تنی رنجور هم شاهد شهادت عزیزانشان بودند و هم باید جور و ستم حکومت بنیامیه و سالهای اسارت و تبعید را تحمل میکردند.
نرگس مقصودی در کتاب بکّه روایتی تاریخی آمیخته به داستان از زندگانی امام سجاد (ع) نوشته است. آنچه در این روایت، مد نظر نویسنده بوده، این است که امام سجاد (ع) در مقام فرزند حسین بن علی (ع) در واقعه عاشورا و پس از آن چه کشیدهاند و چه روزگاری داشتند؟ چه فعالیتهایی انجام دادند و چهها کردند. این اثر روایتی است از شنیدهها، گفتهها و بیانات حاضران، شواهد و تمام آنانی که ریختن خون فرزند رسول الله دست داشتند و آنانی که پس از این حادثه در همراهی امام بودند و یا حتی آن دسته از افرادی که روایت کردن این ماجرا و به فرجام رساندن عاملانش، خواسته یا ناخواسته شریک بودند.
