از دیار حبیب



کد کتاب : ۷۷۶۷
نویسنده(ها) : سید مهدی شجاعی
ناشر : نیستان هنر
دسته کتاب : ادبیات معاصر
آخرین به‌روزرسانی : ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
شابک : 978-9643374334
تاریخ انتشار آنلاین : ۱۳۸۵
نسخه الکترونیکی : دارد
زبان‌های در دسترس : فارسی
تعداد صفحات : ۷۲
مرحله تولید : چاپ‌شده
برگزیده : غلغله‌ای است در خانه سلیمان بن صرد خزاعی. پیرمردان و ریش سپیدان، در صدرِ دو اتاق تو در تو نشسته‌اند و باقی، بعضی ایستاده و بعضی نشسته؛ تمام فضای خانه را اشغال کرده‌اند. عده‌ای که دیرتر آمده‌اند، در پشت در خانه سلیمان ایستاده‌اند و از شدت ازدحام مجال داخل شدن نمی‌یابند. سلیمان، سخت از اتلاف وقت می‌ترسد. رو می‌کند به حبیب و می‌گوید: «حبیب! شروع کنید.» حبیب، دستی به ریش‌های سپیدش می‌کشد و جابه‌جا می‌شود، اما شروع نمی‌کند: «من چرا سلیمان؟ شما هستید، رفاعه هست، مسیّب هست. اصلاً خود شما شروع کن سلیمان! حرف روشن است.» سلیمان از جا برمی‌خیزد و غلغله فرو می‌نشیند. همه به هم خبر می‌دهند که سلیمان ایستاده است برای سخن گفتن. سکوت بر سر جمع سایه می‌اندازد و سلیمان آغاز می‌کند: «معاویه مرده و کار را به یزید سپرده است. این فرزند نیز ـ هم‌چنان که پدر ـ شایسته خلافت نیست. و حسین علیه‌السلام بر یزید شوریده و به سمت مکه خروج کرده است. او اکنون نیازمند یاری شماست. شما که شیعه او هستید؛ شما که شیعه پدر او بوده‌اید. پس اگر می‌دانید که اهل یاری و مجاهدتید، برایش نامه بنویسید و اعلام بیعت کنید. والسلام» سلیمان می‌نشیند و حرفی که در گلوی حبیب، گره خورده است، او را از جا بلند می‌کند: «اگر می‌ترسید از ادامه راه، اگر رفیق نیمه‌راه می‌شوید، اگر بیم ماندن دارید، اگر احتمال سستی می‌دهید، پا پیش نگذارید، همین.» تردید چند تن در زیر دست و پای تأیید عموم گم می‌شود و همه یکصدا فریاد می‌زنند: «ما بیعت می‌کنیم.» «نامه می‌نویسیم.» «می‌کشیم و کشته می‌شویم.» «جان و مالمان فدای حسین.» سلیمان، کاغذ و قلمی را که از پیش آماده کرده است، می‌آورد. در کنار حبیب می‌نشیند. کاغذ را روی زانو می‌گذارد و شروع می‌کند به نوشتن. تا ریش سپیدان، با مشاورت، نامه را به پایان ببرند. هم‌چنان نجوا و زمزمه و گاهی شعار و فریاد، در تأیید و تسریع دعوت از امام، ادامه می‌یابد. سلیمان بر می‌خیزد برای خواندن نامه و تا سکوت، بر همه جای خانه حاکم نمی‌شود، شروع نمی‌کند. حرف را همه باید تمام و کمال بشنوند تا بتوانند زیر آن را امضاء کنند.
قیمت : ۸۵۰٬۰۰۰ ریال

«من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمی شناسم» این حدیث کوتاه از اباعبدالله علیه السلام بر تعهد و مقام بالای یاران امام حسین (ع) تاکید می‌کند. یارانی که باخلوص نیت و عشق بی‌حدشان در صحنه‌ی کربلا ایستادگی کردند و با شهادت عمق معرفت‌شان را به اصحاب پیامبر نشان دادند. سید مهدی شجاعی نویسنده‌ی برجسته‌ی آثار انقلابی و داستان‌های مذهبی؛ در کتاب از دیار حبیب، محبت و پارسایی یاران ائمه را به عنوان موضوع اصلی انتخاب کرده است.  شجاعی در کتاب از دیار حبیب داستان «حبیب بن مظاهر» و «میثم تمار» را که از یاران دیرینه‌، متعد به اسلام و اصحاب پیامبر بودند، بازگو می‌کند.

از دیار حبیب، رمانی است کوتاه که گوشه هایی از زندگی حبیب بن مظاهر یار سالخورده ی حضرت سیدالشهدا(ع) را به تصویر می کشد؛ البته قسمت اعظم آن، به شهادت حبیب در کربلا اختصاص دارد و وصف عشق و شیدایی او به امام زمانش. داستان از زاویه دید دانای کل روایت می شود و به ده بخش تقسیم شده است. داستان از جایی آغاز می شود که حبیب بن مظاهر و میثم تمّار در ملاقاتی، مقابل چشم عده ای از مردم، هر یک از عاقبت کار آن دیگری و چگونگی شهادتش خبر می دهند و از هم جدا می شوند و

ارسال با ایمیل: