امام هادی(ع)



نویسنده(ها) : جواد نعیمی
ناشر : به نشر
آخرین به‌روزرسانی : ۰۲ تیر ۱۴۰۵
تاریخ انتشار : اردیبهشت ۱۳۹۵
شابک : 9789640224960
تاریخ اولین نوبت انتشار : ۱۳۹۵
تاریخ آخرین نوبت چاپ : ۱۳۹۵
آخرین نوبت چاپ : ۱۳۹۵
نسخه الکترونیکی : دارد
زبان‌های در دسترس : فارسی
تعداد صفحات : ۸۸
مرحله تولید : چاپ‌شده
برگزیده : کتاب امام هادی (ع) اثر جواد نعیمی، جلد دوازدهم از مجموعه چهارده جلدی قصه‌های زندگانی چهارده معصوم (ع) است که به زندگی حضرت امام هادی (ع)، امام دهم شیعیان می‌پردازد.
قیمت : ۸٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال

کتاب امام هادی (ع) اثر جواد نعیمی، جلد دوازدهم از مجموعه چهارده جلدی قصه‌های زندگانی چهارده معصوم (ع) است که به زندگی حضرت امام هادی (ع)، امام دهم شیعیان می‌پردازد.

مجموعه چهارده جلدی قصه‌های زندگانی چهارده معصوم (ع) به زندگی چهارده معصوم می پردازد و ادوار مختلف زندگانی آن بزرگواران را از بدو تولد تا پایان عمر با نثر داستانی بیان می‌کند.

این مجموعه شامل مینی‌مال‌ها و داستانک‌هایی با موضوعاتی نظیر ارتباط معصوم با مردم، حاکمان، دوستان و دشمنان است.

.

کتاب امام هادی (ع) اثر جواد نعیمی، جلد دوازدهم از مجموعه چهارده جلدی قصه‌های زندگانی چهارده معصوم (ع) است که به زندگی حضرت امام هادی (ع)، امام دهم شیعیان می‌پردازد.

مجموعه چهارده جلدی قصه‌های زندگانی چهارده معصوم (ع) به زندگی چهارده معصوم می پردازد و ادوار مختلف زندگانی آن بزرگواران را از بدو تولد تا پایان عمر با نثر داستانی بیان می‌کند.

این مجموعه شامل مینی‌مال‌ها و داستانک‌هایی با موضوعاتی نظیر ارتباط معصوم با مردم، حاکمان، دوستان و دشمنان است.

خواندن مجموعه قصه‌های زندگانی چهارده معصوم (ع) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این مجموعه به همه‌ی کسانی پیشنهاد می‌شود که می‌خواهند در قالب داستان‌های شیرین و خواندنی دربارۀ راه و روش زندگی ائمه معصومین بدانند و مشی ایشان را سرلوحۀ زندگی خود قرار دهند.

بخشی از کتاب امام هادی (ع)

در این هنگام، جنیدی آهی بلند از سینه برآورد و گفت:

- به خدا سوگند، گاهی مطلبی ادبی را که گمان می‌کنم کسی جز من آن را نمی‌داند، بیان می‌کنم و می‌بینم که هادی به نکات تازه‌ای در آن مطلب اشاره می‌کند؛ چندان‌که من از دانش او بهره‌مند می‌شوم. آن‌وقت، مردم مرا معلم او می‌دانند. حال آن‌که به خدا سوگند من از هادی چیزهای زیادی می‌آموزم!

روزی دیگر نیز هنگامی‌که از جنیدی پرسیدم: «حالِ آن کودک چگونه است؟» باز هم جنیدی اعتراض‌کنان پاسخ داد:

- این تعبیر را به‌کار نبر! به خدا سوگند که او برترین انسان روی زمین و والاترین آفریدهٔ کردگار یکتاست. هرگاه به وی می‌گویم سوره‌ای از قرآن بخوان، سورهٔ بلندی را که هنوز به وی آموزش نداده‌ام، به‌خوبی و درستی و با صدایی زیبا می‌خواند!

جنیدی پس از بیان این سخن، شگفتیِ خویش را با گفتن «سبحان‌الله» نشان داد. پس آنگاه تیرگی دشمنی با اهل‌بیت (ع) را با نور ولایت، از دل خویش زدود، به امامت باور پیدا کرد و در شمار دوستداران اهل‌بیت (ع) قرار گرفت.

سالها افتخار خدمتگزاری خانهٔ امام‌جواد (ع) را داشتم. ابوجعفر هم میان من و امام، واسطه بود. هنگامی‌که به‌دستور معتصم، امام نهمِ ما را مسموم کرده بودند و آن بزرگوار در بستر بیماری بود، یک روز با ابوجعفر، محرمانه سخن می‌گفتم. او رو به من کرد و گفت:

- خیرانی! مولا امام‌جواد (ع) به تو سلام رساندند و فرمودند: «من از دنیا می‌روم و پس از من، امامت به پسرم علی می‌رسد. او پس از من، همان حقی را بر گردن شما خواهد داشت که من پس از پدرم بر شما داشتم.»

ارسال با ایمیل: