پرواز از نگاه پروانه



نویسنده(ها) : احمد رضا امیری سامانی
ناشر : سوره مهر
دسته کتاب : دفاع مقدس
آخرین به‌روزرسانی : ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
تاریخ انتشار : مهر ۱۴۰۳
شابک : 9886000354596
تاریخ آخرین نوبت چاپ : ۱۴۰۳
آخرین نوبت چاپ : ۱۴۰۳
نسخه الکترونیکی : دارد
زبان‌های در دسترس : فارسی
تعداد صفحات : ۱۱۴
برگزیده : فردای آن روز، مردها با هم به همدان رفتند. پروانه و نازی هم با بهزاد و آشپزی و رسیدن به امور خانه سرگرم بودند. روز سوم، پروانه بهزاد را برای بار اول با کمک نازی، به حمام برد. کمی ترسیده بود و با احتیاط بچه را می‌شست. اما نازی دل و جرئت بیشتری داشت. پروانه باور نمی‌کرد که مجبور است یاد بگیرد موجود کوچولویی را تک‌وتنها بشوید. این اولین‌های پروانه در مواجهه با بهزاد و زندگی، هم بر ترس‌هایش اضافه می‌کرد هم بر شیرینی لحظاتش. اما کم‌کم، آموخته شد و مهارت پیدا کرد. آن‌قدر که یک ماه ندیدن و دوری علی‌رضا بیشتر از آنکه دلتنگی او را بیشتر کرده باشد، آماده‌تر و خودساخته‌ترش کرده بود. آماده برای زندگی در شهری که قرار بود شوهرش را به آنجا منتقل کنند. شهری کوچک به اسم کبودر آهنگ در شصت کیلومتری همدان که پایگاه هوایی همدان در آن قرار داشت. روز ترک تهران، ماشین خودشان از جلو حرکت می‌کرد و ماشین اسبابشان از پشتِ سرشان جاده را می‌شکافت. پروانه آنجا دیگر آرام‌تر بود. بهزاد را روی پا خوابانده بود و بی دغدغه، با علی‌رضا می‌گفت و می‌خندید. خوب که فکر می‌کرد می‌دید که دارد به تجربۀ چیزهایی که پیش می‌آمد و هیچ چیزی از آن‌ها نمی‌دانست خو می‌کند. به پایگاه همدان که رسیدند، علی‌رضا خودش همۀ اسباب را در خانۀ سازمانی‌شان چید. خانه‌ای بزرگ با اتاق‌های زیاد که بوی تیز رنگ و موکت تازه‌اش برای دیگران خوشایند نبود، اما پروانه و علی‌رضا را سر ذوق می‌آورد. اولین خانۀ مستقلشان؛ اولین خانه‌ای که برای خودشان بود. خانه‌ای نزدیک کبودرآهنگ که هر چند وقت یک بار با علی‌رضا به آنجا می‌رفتند تا مایحتاج خودشان را تهیه کنند. کبودرآهنگ نزدیک پایگاهشان بود. با کوه‌های بنفش‌رنگ و درخت‌هایی تنومند که در ردیفی منظم دو طرف جاده را در بر گرفته بودند و آسمانی پاک که قلمرو پرنده‌های آهنین شده بود.
قیمت : ۱٬۳۰۰٬۰۰۰ ریال

اشاره
بادبادکی بر فراز شط
خانم معلم
آنجا که عشق بار می‌دهد...
رؤیای کبودرآهنگ
و طوفان آغاز شد
نه تو، بلکه خدا افکند...
ضدگلوله
عطر انجیرهای وحشی
آرامش موقت شیراز
پرواز در نگاه پروانه

علیرضا یاسینی از قهرمانان بزرگ نیروی هوایی است که از نظر ساعت پروازی با هواپیمای جنگی، نفر دوم کشور است. «پرواز از نگاه پروانه» داستان‌های مختلفی از زاویه دید دانای کل و سوم‌شخص (پروانه محمودی) را پیشروی مخاطب می‌گذارد. شهید یاسینی سال ۱۳۷۳ در جریان یک حادثه هوایی به شهادت رسید.

این کتاب به روایت پروانه محمودی همسر شهید یاسینی است و ده داستان از زندگی این شهید را روایت می‌کند.

پروانه محمودی، همسر شهید سید علیرضا یاسینی، در کتاب پرواز در نگاه پروانه، خاطرات و احساسات خود را درباره‌ی زندگی مشترک با این شهید بزرگوار بیان کرده است. احمدرضا امیری سامانی توانسته است طی مصاحبه‌هایی، داستان زندگی این شهید ارجمند را از دریچه‌ی نگاه همسر او بشنود و با قلمی شیوا آن را روایت کند. پروانه محمودی همواره از شجاعت، فداکاری و عشق بی‌پایان شهید یاسینی به خانواده و کشور سخن می‌گوید.

در کتاب پرواز در نگاه پروانه، خاطرات مربوط به دوران جنگ تحمیلی و مأموریت‌های حساس شهید سید علیرضا یاسینی ارائه شده است. از ویژگی‌های مثبت این کتاب می‌توانیم به شیوه‌ی روایت احساسی و جذاب آن اشاره کنیم. داستان‌های کتاب از زبان همسر شهید یاسینی نقل شده‌اند و همین امر باعث شده است که عمق و احساس بیشتری داشته باشند.

احمدرضا امیری سامانی در کتاب پرواز در نگاه پروانه، به جنبه‌های شخصی و حرفه‌ای زندگی شهید یاسینی پرداخته است. از خاطرات خانوادگی گرفته تا مأموریت‌های حساس نیروی هوایی، کتاب تصویری جامع از زندگی این قهرمان ارائه داده است. سبک نگارش کتاب به گونه‌ای است که خواننده به راحتی با داستان‌ها ارتباط برقرار کرده و درگیر روایت می‌شود.

ارسال با ایمیل: