پاسیاد پسر خاک



نویسنده(ها) : محمد قبادی
ناشر : سوره مهر
دسته کتاب : دفاع مقدس
آخرین به‌روزرسانی : ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
تاریخ انتشار : مرداد ۱۳۹۵
شابک : 9780441752904
نسخه الکترونیکی : دارد
زبان‌های در دسترس : فارسی
تعداد صفحات : ۴۶۸
مرحله تولید : چاپ‌شده
برگزیده : در بدو ورود ابوترابی را به حمام بزرگ اردوگاه بردند و به طرز وحشیانه‌ای کتک زدند و سپس به میان اسرا انتقالش دادند. روزها از پی هم می‌گذشت و هرگاه اسیری به اردوگاه می آمد، ابوترابی با او صحبت می‌کرد و راه و رسم یک زندگی سالم را در اسارت بیان می‌کرد. او برای حفظ روحیه رزمندگان اسیر سفارش کرده بود که هر کس می‌تواند دوستانش را شاد کند و بخنداند تا شاید برای لحظه‌ای هم که شده بار سنگین غربت در اسارت دشمن را فراموش کند. اجرای نمایش‌های شاد و فکاهی یکی از آن کارها بود که باقر عباسی -یکی از رزمندگان اسیر- بارها و بارها برای حفظ روحیه دوستانش انجام داد. آنان برای حفظ روحیه خود کلاس‌های قرآن به راه انداخته بودند. چهار جلد قرآن در اختیار داشتند که نوبتی از آن استفاده می کردند. برخی از آنان در نیمه‌های شب قرآن می‌خواندند.
قیمت : ۴٬۹۵۰٬۰۰۰ ریال

این اثر در دو بخش تدوین شده‌است. بخش نخست آن مخاطب را به روزگار پیش از انقلاب می‌برد و از پیشینه خانوادگی، تولد، دوران کودکی و نوجوانی، تحصیلات کلاسیک و حوزوی حجت‌الاسلام می‌گوید. همچنین از مبارزات سیاسی ایشان در قم، نجف و تهران و همکاری با شهید سید علی اندرزگو پرده برمی‌دارد.

بخش دوم کتاب که از سه فصل تشکیل شده‌است مخاطب را با حوادث پس از پیروزی انقلاب درگیر می‌کند. حوادثی هم‌چون حضور مرحوم ابوترابی در ستاد جنگ‌های نامنظم و هم‌رکابی با شهید چمران، ده سال اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق، که گوشه‌ای از آن در کتاب «من زنده‎ام» تصویر شده است به همراه نمایندگی مقام معظم رهبری و دو دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی از دیگر اتفاقات تصویر شده در بخش دوم کتاب هستند.

«پاسیاد پسر خاک» برگی از زندگی و زمانه مبارز انقلابی، حجت‌الاسلام سید علی‌اکبر ابوترابی فرد به قلم محمد قبادی است. سید علی‌اکبر ابوترابی (۱۳۱۸ - ۱۳۷۹) نماینده تهران در مجلس چهارم و پنجم و از اعضای مؤسس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود که به دلیل تحمل اسارت در اردوگاه‌های عراق بعثی، به سیدالاسرا مشهور بود. سید علی‌اکبر ابوترابی اسیرِ آزاده‌ای بود که قلب‌ها را اسیر مهربانی خود کرد. او ۸ سال اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق را تحمل کرد و نه‌تنها شکسته نشد بلکه به نماد استقامت و امید تبدیل شد. ابوترابی در اردوگاه‌های اسرا مانند چراغی در تاریکی به همرزمانش روحیه می‌بخشید و با ایمان راسخ و رفتار انسانیش حتی نگهبانان دشمن را تحت تأثیر قرار می‌داد. او پس از آزادی، همچنان پرچمدار خدمت و عدالت بود و در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی، وفادار به آرمان‌ها باقی ماند. زندگی او سرشار از درس‌های پایداری، گذشت و مردمداری است؛ قهرمانی بی‌ادعا که نامش همیشه در تاریخ ایران می‌درخشد.

 در سال ۱۳۹۳، چهارده سال پس از درگذشت ایشان، به دلیل فعالیت‌های فرهنگی در زمان اسارت، نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر به خانواده وی اهدا شد. در مقدمه اثر می‌خوانید: «اولین بار با مرحوم حاج سید علی‌اکبر ابوترابی‌ فرد در مسجد امام حسین آشنا شدم. روحانی افتاده‌حال و ساکت، با عمامه‌ای کوچک و رنگ و رو رفته که می‌شد خستگی سال‌ها مبارزه و تلاش را از پیشانی چین و چروک خورده‌اش خواند. دانسته‌های من این بود که پیش از انقلاب مبارزاتی داشته، با سید علی اندرزگو همراه بوده، در کنار مصطفی چمران جنگیده، ده سال اسارت را در اردوگاه‌های حزب بعث عراق تجربه کرده، مرارت بسیاری کشیده و سنگ صبور دوستان و هم‌بندان پیر و جوان معتقد و بی‌اعتقاد به انقلاب و امام بوده است. اگرچه اطلاعاتم از ایشان کلی و اندک، اما شخصیت وی همیشه برایم قابل احترام و تقدیر بود. برایم مهم بود که درباره ایشان بیشتر بدانم و این حس هنوز با من است. بعد از رحلت ایشان فهمیدم با چه کسانی حشر و نشر داشت، کجاها تحصیل کرد و فعالیت‌هایش چه بود. این مطالب را در کتاب‌های خاطره‌های معنوی، یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ حجت‌الاسلام حاج سید علی‌اکبر ابوترابی و از تربت کربلا یافتم؛ اما همه این‌ها به اضافه نوشته‌های جسته و گریخته دیگران از او، هیچ‌کدام مرا ارضاء نکرد و تصمیم گرفتم در این کار قدمی بردارم. اساس این پژوهش پرونده مختصری بود که در بایگانی فرهنگ ناموران معاصر ایران در دفتر ادبیات انقلاب اسلامی وجود داشت. پس از مطالعه و بررسی منابع این پرونده و نیز پرونده شخصیت‌های مرتبط با آن، نوبت به یادداشت‌برداری‌های گسترده رسید. از حداکثر منابع مکتوب در دسترس (اعم از کتاب یا نشریه) بهره بردم و یادداشت‌برداری کردم؛ اما جمع‌آوری اطلاعات در مطالعات میدانی (بخش خاطرات شفاهی) بیشترین سهم را در پیشبرد کار داشت و به هر ترتیب کار به سامان رسید و سرانجام آن شد که پیش‌رو دارید».

ارسال با ایمیل: